ورودم به دنیای شعر کوردی برایم تولدی دوباره بود

سرویس فرهنگ و ادب: برای آنهایی که در چندین دهه‌ی پیش پیگیر تحولات ادبی بوده‌اند، روزنامه‌ها مهمترین دریچه‌ی آگاهی‌بخشی بوده‌اند. روزنامه اطلاعات در اواخر دهه‌ی شصت به این سو یک صفحه‌ی معتبر ادبی داشت و هر هفته مجموعه‌ای از بهترین‌های شعر و بویژه غزل معاصر را منتشر می‌کرد. سالها به آن صفحه و عموم نام‌هایش عادت کرده بودیم. اواسط دهه‌ی هفتاد شمسی در میان نام‌ها به اسم تازه‌ای برخوردیم که بعد از نام شاعر، اسلام آباد غرب هم ذکر شده بود و برای مخاطبان همولایتیِ شاعر، اتفاقی خوب به حساب می‌آمد. آن نام، «امین شیرزادی» بود با غزلی که این‌گونه شروع می شد: یادش بخیر آن روزهای خوب! آیینه لبریز تبسم بود...

حالا و پس از روزهای خوب! آن شاعر صمیمی، مهمان صفحه‌ی صدای آزادی است. با این تفاوت که این سال‌ها او را به عنوان یک شاعر خوب کورد در این جغرافیا می شناسیم. غزل‌ها و رباعی‌های کوردی شنیدنی‌اش، مخاطبان فراوان دارند و برخی از شعرهایش نیز بر زبان مردم جاری است.

شیرزادی در گفتگوی پیش رو به پرسش‌هایی پاسخ می‌هد که حول محور ادبیات کوردی معاصر در کرماشان می چرخد و دریچه‌هایی از راه چهل ساله‌ی نوگرایان شعر کوردی بر مخاطبان فرهنگ و ادبیات کوردی می گشاید. ابتدا از او خواستیم که از خودش و دنیای هنری‌اش بگوید و او اینچنین آغاز کرد:

با درود مهر به خدمت تمام بزرگان و دلسوزان هنر و ادبیات مخصوصاً ادبیات ریشه دار و فاخر کوردی و عرض ارادت به مخاطبان گرانسنگ شما در «صدای آزادی» که بحق سرآمد تمام جرایدی است که به ادبیات و فرهنگ این دیار می‌پردازند، بنده امین شیرزادی متولد شب یلدای سال 1347 در روستایی دور افتاده و محروم از توابع شهرستان اسلام آباد هستم. مادرم زنی بیسواد و بشدت زحمتکش بود و با وجود بیسوادی ذوق شعر داشت. این موضوع را بعدها که در وادی شعر افتادم متوجه شدم. از لالایی ها و قربان صدقه های موزونش برای کودکان خانواده.

در روستای من تنها تا کلاس پنجم می‌شد درس خواند و پس از آن برای ادامه ی تحصیل در دوره متوسطه باید به روستایی دیگر می‌رفتیم. مسیر چند کیلومتری بدون جاده، سرما و برف و بوران عجیب آن سالها سایه وحشتناک جنگ بر سر جان و روح همه‌ی مردم منطقه.... با این مشکلات و هزاران رنج دیگر درس خواندم و در همان سال‌ها با شنیدن شعری از مولانا بطرز شگفت‌انگیزی دلباخته شعر و ادبیات شدم.

اولین سیاه مشق های شعرم در سال آخر دبیرستان شروع شد و پس از آن در دانشگاه اصفهان در رشته‌ی پرستاری که پذیرفته شدم در دنیای جدیدی از هنر و شعر به رویم گشوده شد سال 67 به دانشگاه اصفهان رفتم و در همان سال شعر به سراغم آمد و پایم به انجمن های شعر اصفهان باز شد. آغازواقعی مسیر شعر، برای من از اصفهان بود. از همانجا بود که هر هفته آثارم در صفحات ادبی روزنامه ها و مجلات آن روزگار چاپ می‌شد. از آن روزهای عجیب و شیرین سی و چند سال میگذرد و هنوز آتش شورانگیز شعر در وجودم زبانه میکشد

پنج اثر چاپ شده دارم که همگی شعر فارسی اند: مجموعه غزل«تقصیر جاده نیست...»، مجموعه رباعی« دو فنجان قهوه در هوایی برفی»، مجموعه غزل« چهارشنبه های دلتنگی»،مجموعه رباعی« در معرض انقراض هستم بی تو» و مجموعه رباعی «این کوه اگر شبی زبان باز کند...». در حال حاضر هم کماکان در دریای پر تلاطم شعر و در خلوت خود نفس می‌کشم.

ضمن سپاس از شما با این سوال شروع می کنم که: سال‌هاست نام شما در بین شاعران طراز اول کرماشان و فراتر از آن قرار دارد. به دو زبان فارسی و کوردی شعر می‌گویید. به دور از ادعاهای پهلوان‌پنبه‌های این سالها در عرصه‌ی هنر، با شعر فارسی شروع کرده‌اید اما مدتهاست که مخاطبان فرهنگ و هنر، شعرهای کوردی نابی را از شما شنیده‌اند. چرا به سمت زبان مادری «پارادیم شیفت» کرده‌اید؟

ابتدا دلیل شروع شدن شعر من به زبان فارسی را توضیح می‌دهم: در اصل سرودن من از انجمن های اصفهان شروع و پیش از آن در هیچ جمع و انجمنی حضور پیدا نکرده بودم و در واقع تا آن زمان هیچ شاعری یا جلسه ی شعرخوانی را به چشم ندیده بودم من از روستایی دور افتاده به شهر اصفهان رفتم که اقیانوس هنر بود. به همین دلیل شعر به زبان فارسی به سراغم آمد.

در همان سالها یک مراسم شب شعر کوردی در دانشگاه برگزار شد و برای من که ادعای «کورد بودن» داشتم، نوعی الزام به نوشتن شعر کوردی شد. با یک مثنوی کوردی بلند در آن مراسم شرکت کردم و بطرز شگفت انگیزی شعر خوانی من در جمع دانشجویان گل کرد و توقع کورد زبانان را از من بالا برد.

ورودم به دنیای شعر کوردی برایم تولدی دوباره بود. متوجه شدم که در دنیای شعر کوردی و همین زبان ساده‌ی مادری خودم چقدر شاعرانگی و زیبایی نهفته است. شعرهای دوستان جوان شاعر کورد زبان، دهه‌ی هفتاد پنجره‌های تازه‌ای بود برای من که به دنیای زبان مادری ام نگاهی عمیق تر داشته باشم و پس از آن بود که همزمان با شعر فارسی، غزل کوردی هم به سراغم می آمد. حالا تقدسی تازه برای شعر کوردی قائلم و رسالتی سنگین در حفظ حرمت و حریم واژه گان زبان کوردی. در واقع احساس وظیفه در قبال زبان مادری با ذوق ناچیز این حقیر همراه شد تا در این وادی ورود کنم و تا جایی که می‌توانم وارث حق‌شناس واژه گان شگفت انگیز و دریای ژرف و شگرف این زبان باشم.

شاعران دوزبانه وقتی به زبان اصلی خود برمی گردند، غالباً آثار فاخری تولید می‌کنند. اصولاً چه عناصری در زبان مادری وجود دارد که در زبان دوم برای شاعر دست نایافتنی است؟

زبان مادری و واژگان آن با تمام وجود صاحبش آمیخته است رنج ها و شادی‌ها، دردها و دریغ ها، مورها و لالایی ها، شادی ها و شیونهایی در متن و بطن وجود انسان رخنه و رسوخ کرده اگر رنگ شعر به خود بگیرد، شگفت انگیز خواهد شد. برای شاعران، واژگان همانند منشور هستند که از هر زاویه، رنگ و نور و زیبایی متفاوتی دارند.

شاعران دو زبانه با درک زوایا و زیبایی یک زبان دیگر پس از این که به وادی هنری زبان مادری قدم میگذارند با کوله باری از تجربه ی حسی زبان دوم به این عرصه گام میگذارند و در واقع زبان دوم برای شاعر نردبانی از تجربه و ترجمه ی حسی میشود

وقتی ظرافت های شعر فارسی را تجربه کنی، همان تجربه در شعر کوردی هم، فخر زبانی حسی ایحاد خواهد کرد. یعنی دانش شاعر از آرایه ها و صنایع ادبی شعر فارسی، می‌تواند در شعر کوردی تجلی یافته و آنرا درخشانتر کند.

راه نوین ادبیات کوردی در کرماشان در آستانه‌ی چهل سالگی است. اگر به عنوان یک کوشنده‌ی آگاه این راه، تحلیلی کوتاه داشته باشید، جریانات نوگرایانه‌ی این مسیر را چگونه می‌بینید؟

در اواخر دهه‌ی شصت و اوایل دهه ی هفتاد به همت شاعران جوان آن روزها اتفاقی بسیار مبارک در شعر کوردی افتاد. این اتفاق مبارک، عزم جزم شاعران برای درانداختن طرحی نو در ادبیات کوردی بود. شعر کوردی در چرخه‌ی وزن ده هجایی و در قالب مثنوی به عرصه‌ی ملال و رکود نزدیک شده بود. ورود اوزان عروضی و پرداختن به سایر قالب‌های شعری به دنیای شعر کوردی، سلطه‌ی سنگین شعر ده هجایی را پایان داد و جهانی جدید را در شعر کوردی ایجاد کرد.

خوشبختانه این مسیر، همراهان و مخاطبان خود را به طرز شایسته ای پیدا کرد و در چهارمین دهه‌ی عمر این واقعه ی مبارک، اینک شعر کوردی در میان شاعران جوان جای خود را پیدا کرده است. تشکیل انجمن‌ها و کانونهای شعر کوردی در کرماشان، گوشه‌ای از تداوم و طراوت جاودانه‌ی همان اتفاق مبارک چهار دهه‌ی پیش است. اکنون شاعران جوان به عنوان یک ستون سترگ به ادبیات کوردی می‌نگرند که مخاطب خاص و عام خود را به‌خوبی پیدا کرده است.

زبان یک جریان پویا و جاری در متن زمان است و اگر از سیر سریع زمانه ی خودش عقب بماند در همان چرخه ی تکرار و ملال خواهد افتاد.

ورود جریان نوگرایی در شعر کوردی این ظرفیت را ایجاد می‌کند که شعر کوردی پا به پای شعر جهان پیش برود و از مزایای بی‌نظیر پرداختن و پیوستن شاعران کورد به جریانات نوگرایی این است که شعر کوردی را ترجمه پذیر و جهانی خواهد کرد.

آیا مخاطبان فرهنگ و هنر در این جغرافیا، تحولات ادبی را جدی گرفته‌اند؟ و آیا شعر امروز کوردی توانسته‌است نگاه مخاطبان را سمت خود برگرداند؟

اینکه مخاطب امروز اهمیت سیر تحولات هنری را جدی گرفته یا نه! در حقیقت درک تحولات یک جریان هنری مختص به مخاطبان خاص آن جریان است. مخاطبانی که اتفاقات تحولی هنر را درک و دنبال کنند. این طیف از مخاطبان شعر کوردی در حال حاضر کسانی هستند که یا در وادی شعرند یا به هر شکل دیگر، دستی بر آتش هنر و ادبیات دارند از جمله: طیف تحصیل‌کردگان دانشگاه. اگر بخواهیم این بحث را در متن جامعه بررسی کنیم، از لحاظ کمی به درصد کمی از مجموع مخاطبان شعر کوردی می‌رسیم.

این جریان نوگرایی در پروسه‌ی پیدایش تا بالندگی امروزین، با کاستی‌هایی نیز روبرو بوده است. آیا موافق چنین گزاره ای هستید؟ نظرتان را بفرمایید.

هیچ دگرگونی یا انقلاب یا تحول یا هر چیز دیگری به این معنا از آغاز حیات خود، صددرصد کامل و بدون نقص نیست. یقیناً از نوزادی که متولد می‌شود نمی‌شود توقع یک انسان بزرگسال کامل را داشت. به بار نشستن هر کاشته، زمان و زحمت می‌خواهد که خوشبختانه این کشتزار چهل ساله اکنون به خوشه‌های طلایی خویش نزدیک است.

کدام مشکلات می‌توانند چنین مسیری را با تهدید روبرو نمایند؟

به باور من در روند حرکت و سیر تحولی هر جریانی مواردی وجود دارد که می‌توانند این سیر و حرکت را کند نمایند. در بحث ادبیات هم تعصب مخاطب یا شاعر و مقاومت او در پذیرش لزوم تغییر و تحول، دایره‌ی پویندگان و پایندگان این جریان را کوچک خواهد کرد و اینکه اگر در مسیر حرکت هر جریان منتقد دلسوز و بی غرض و باسواد وجود نداشته باشد، آن جریان به مرور زمان در دام رکود خواهد افتاد

می دانیم که امروزه فضای مجازی بخش غیر قابل انکاری برای برونداد اتفاقات هنری است و ما هم قطعاً در این وادی سهمی داریم. اما آیا «خوداظهاری»ها و نمایش‌های اغراق شده‌ می توانند برای ادبیات کوردی مضر باشند؟ شما چطور فکر می کنید؟

سوال خوبی است. ببینید! نه تنها در ادبیات بلکه در تمام عرصه‌های هنری و سیاسی و اجتماعی و به طور کلی در زندگی بشری نمایش بیش از وجود، روزی موجب ترکیدن حباب‌های خود ساخته خواهد شد.

فضای مجازی گذشته از تمام حُسن‌هایش، متاسفانه ایرادات سنگین و غیر قابل انکاری هم دارد و از جمله ی این ایرادات یکی همین حباب سازی و خودخدا پنداری‌هاست. البته نباید این موضوع را خیلی جدی گرفت. چون از اسمش پیداست آنکه «بزرگ فضای مجازی»ست! و بگذاریم در توهم مجازی خود بماند...

منتظر کتاب‌های کوردی‌تان هستیم. کی به دست مخاطبان می‌رسند؟

تمام تلاشم این است که در فرصت مناسب بخشی از شعرهای کوردی را به چاپ برسانم و مدتی است که تمرکزم را بر شعر کوردی و اولویت آن قرار داده‌ام که مجموعه‌ای قابل قبول و به روز و لایق نگاه مخاطبان عزیز شعر کوردی به دستشان برسانم.

حرف آخر؟

حرف آخر اینکه جهان ادبیات به اندازه ی تمام انسانهای روی کره‌ی زمین جای کافی دارد و در این جهان بزرگ، کسی جای دیگری را تنگ نمی کند. کاش به درک عمیق این نکته می‌رسیدیم که در مسیر ادبیات و شعر، مقصد نام و نان نیست. جاودانگی، مقامی ارجمند است که به رهروان بی‌دریغ و بی‌دروغ می‌رسد. پس در پی جاودانگی در جهان و زبان خویش باشیم و انرژی‌های زلال خود را ذلیل چالش‌های کودکانه نکنیم.

سپاس از شما که در این گفتگو شرکت کردید.